تمنای طلوع

به تمنای طلوع تو جهان چشم به راه...

تمنای طلوع

به تمنای طلوع تو جهان چشم به راه...

دنبال کنندگان ۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی

مساله ی آلودگی محیط زیست را باید جدی گرفت...

      چند روز قبل استاد راهنمام دیدم و گفت که شنبه بیا ببینمت .

       منم رفتم که ببینمش ولی قبل از کلاس بود و وقت نداشت . چون خیلی وقت بود سر کلاس تهویه مطبوع ننشسته بودم و خیلی از مطالبش را فراموش کرده بودم رفتم سر کلاس تا یه خورده یادآوری بشه . کلاس خوب و تقریبا استانداردی بود . هر چند من قبلا سه بار سر کلاس سه تا استاد متفاوت تهویه مطبوع را شنیده بودم . برای بار چهارم نکته هایی را می شنیدم که باز هم برام تازگی داشت . این خاصیت بسیار جالبی از تهویه مطبوع هست که هر کسی یک سبک خاصی یا بهتره بگم یک دید خاصی از تهویه داره و دارم کم کم قانع میشم که بگم نحوه ی تفکر مهندس ها در تهویه مثل اثر انگشتشون منحصر به فرده ...

       کلاس کم تر از یک ساعت بیشتر طول نکشید . مطالب درسی که تموم شد . استاد نگاهی به بیرون پنجره انداخت و با صدایی که یک آه مداوم درش نهفته بود ، اشاره ای به آلودگی هوا کرد. 

       از اینجا به بعد من حرف های استاد را با ادبیات خودم میگم .

       میدونید آلودگی هوا خوب بیشتر از این که یک مساله ی تکنیکال و مهندسی باشه یک مساله ی رفتاری و اقتصادیه.

       ما میدونیم که هوا آلوده اس ولی با وجود این با ماشین های تک سرنشین تردد می کنیم ! چرا این کار را می کنیم ؟ خوب من در بهترین شرایط اسمش را می گذارم اضطرار. یک زمانی باغبان ، بیلش را می گذاشت روی کولش و آواز خوان میرفت سر باغش، امروز ولی این باغبان های دانشگاه از یک فاصله ی متوسط 100 کیلومتری به دانشگاه می ایند . دانشجو، باغبان، استاد، کارمند و غیره این فاصله را نه میتوانند پیاده بیایند و نه می توانند با دوچرخه این فاصله را طی کنند ، در بهترین شرایط رو به اتوبوس های دانشگاه می آورند که آن هم از نظر تولید آلودگی نبودنش بهتر از بودنش هست . 

     خوب چه می شود کرد با این آلودگی ...؟

سکانس اول :

      دونالد ترامپ طی یک انتخابات جنجالی بالاخره رییس جمهور منتخب آمریکا شد ، و این برای من به شکل دیگری ترسناک است. به ندازه ی کافی راه و چاه برای جلوگیری ترامپ از شروع یک جنگ احمقانه وجود دارد. به اندازه ی کافی هم آمریکایی های عاقل توی اون کشور پیدا میشود که جلوی نژاد پرستی های او را بگیرد اما چیزی برای این که جلوی دونالد ترامپ را در لغو اجرای معاهده ی پاریس بگیرد نیست. چند وقت قبل نظرش را در این باره گفت که این یک کلک از طرف چین هست تا نرخ رشد اقتصادی ما را متوقف کند. اروپایی ها چند روز قبل این بحث در بین خودشان ، رواج پیدا کرد که احتمال دارد ترامپ معاهده ی محیط زیستی پاریس را نقض کند . این یک ترس جدی است. ما که مهندس مکانیک هستیم بیشتر از هر کس دیگری به دلیل آلودگی محیط زیستواقف هستیم .

تقریبا تمامی صنایع در چین و هند و امریکا و انگلیس و دیگر کشور ها ، تمامی سعی خود را می کنند که از ارزان ترین سوخت ممکن استفاده کنند . انگلیسی ها و هندی ها و چینی ها به وفور از زغال سنگ استفاده می کنند چون فوق العاده ارزان است . چینی ها تقریبا هر چیزی را می سوزانند ... مساله مساله ی رقابت و اقتصاد است .

سکانس دوم :

با این بشری که هر روز در حال مصرف هست و با این مصرفش هم نمیشود کاری کرد چه می شود کرد؟ 

نه می توان به باغبان دانشگاه گفت که با دو چرخه بیا چون نمیشود . و نه می وان  به او گفت نیا چون هم او به این درآمد نیاز دارد و هم دانشگاه به او . یک نیازی در بشر وجود دارد ، نیازی به مصرف که هیچ کاری برای آن نمیشود کرد .

این مساله این را به ذهن می آورد که نکند ابر قدرت های جهان یک روز بنشینند کنار هم و با استدلالی به احمقانگی استدلال استفاده از بمب اتم ، کشتار بخشی از جمعیت بشر را برای حفظ بخش بزرگتری از جمعیت دیگر بشر توجیه کنند!

با دیدن افرادی مثل دونالد ترامپ ، این ترس بیشتر قدرت می گیرد .

سکانس سوم :

جهان بعد از صنعتی شدن شروع به تولید کرد . ملت ها  یا تولید کردند یا از تولیدات دیگران خریدند . کارخانه ها بزرگ شدند و صنایع هر روز به تولید خودشان افزودند .

یک شیخ نشین امارات را که بیخ گوش خودمان است را در نظر بگیرید. 

همه چیز به انها داده اند از هواپیما های پهن پیکر تا حتی پیست اسکی وسط کویر !!! مگر این اعراب چه قدر برج می خواهند ؟ دنیا به یک نقطه ای میرسد و رسیده که دیگر جایی برای فروش کالا نخواهد ماند .

خوب در این دنیا افراد مریض و سرمایه دار به چه چیزی روی می آورند ؟ بیایید چیز هایی را که ساخته ایم خراب کنیم تا دوباره بازار مصرف پیدا شود .

مثال آن چیزی که بر سر سوریه آوردند . در سوریه حتی یک کارخانه ی لوله سازی سالم هم پیدا نمیشود.

در این هنگامه ی پر آشوب به نظر میرسد رسالت جامعه ی نخبگان به خصوص دانشگاهیان ایجاب می کند که درباره ی این مسایل اولا بحث کنند دوما برای خروج از این بحران ها راهکارهایی اندیشه کنند .

سکانس پایانی

اولا آلودگی محیط زیست را باید جدی بگیریم

دوما نباید بگذاریم که بازیچه ی حوس بازی های سیاست های کثیف سرمایه داری شویم .

امیدبه این که آنچه به زحمت به دست آورده ایم در آتش فتنه های این زمانه خاکستر  نشود.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی