تمنای طلوع

به تمنای طلوع تو جهان چشم به راه...

تمنای طلوع

به تمنای طلوع تو جهان چشم به راه...

دنبال کنندگان ۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی

Zootopia و Angry Birds

خوب الان فصل میانترم هاست و منم طبق روال همیشه که عادت دارم به کاری که باید نپردازم ، دیشب دو تا انیمیشن دیدم .
اولی angry birds و دومی هم Zootopia .

قبل از هر چیزی (Spoiler Alert) یعنی میخوام داستان را لو بدم . پس اگر بدتون میاد که داستان لو بره هر چه زود تر برید فیلم ها را ببینید .

به نظر این دو تا انیمیشن بسیار ظریف و نرم داره فرهنگ سازی می کنه .
توی انگری برد شخصیت پادشاه خوک ها یک ریشی داره که توی بازی انگری برد نداره ، پس نمیشه گفت که این ریش را از بازی الهام گرفتن و خیلی خیلی ریشش به طرز عجیبی و احتمالا به طور اتفاقی ( برای کسانی که به برنامه ریزی فرهنگی اعتقاد ندارند ) شبیه ریشی هست که این روز ها به عنوان نماد اسلام به جهان معرفی میشه . بله داعش.
شخصیت منفور داستان یک خوک هست که در یک قسمت ماجرا میگه ، پدرم و پدر بزرگ من و پدر اون و البته عمو ها و پسر عموهام برای مدت های زیادی سعی کردند که این هدف را (دزدیدن تخم پرنده ها) را انجام بدن ولی نتونستن و من بالاخره تونستم . اونم چه پرنده هایی . پرنده هایی که دیگه پرواز نمی کنن و خیلی وقت هست که توی یک جزیره در اونطرف آب های دنیا کاری به بقیه ندارن و حتی خبر ندارن که دنیای دیگه ای وجود داره .
خوک ماجرای ما با یک کشتی خودش را میرسونه به این جزیره ، با برنامه های شاد مردم جزیره را اغفال می کنه و مدعی هست که براشون از ان طرف آب ها ، Wonders of universe را به ارمغان آورده . در حالی که دیگر خوک ها در حالی که خودشون را احمق جلوه دادن و ساده و بی آزار دارن مخفیانه کل جزیره را به دینامیت آلوده می کنند و مقدمات نقشه بزرگ را فراهم می کنند .
اون طرف قضیه هم البته عقاب اعظم هست که تنها پرنده ای هست که میتونه هنوز پرواز کنه ، و پرنده ها به نوعی می پرستنش ولی معتقدند که یک جور افسانه است . در طی ماجرا معلوم میشه که افسانه نیست و واقعیست ولی در واقع کاری ازش برنمیاد و همهی کارها را پرنده قرمز معروف انگری برد انجام میده و در نهایت این پرنده مقدس هست که مردم دوست دارند بپرستنش و همه ی اتفاق های خوب انجام شده را از موهبت وجود اون می بینند .

این نقل قول را هم از اسنترنت داشته باشید تعبیر یک اروپایی از عقاب ماجراست .

The mighty eagle of course, is the United States. It lives far away and keeps the peace of the bird island, like NATO. All the birds couldn’t fly except the Mighty Eagle, which means Europe has almost lost its militaristic ability since WWII.

However, the Might Eagle is retired/tired and pisses into the Lake of Wisdom. This shows America is not as strong as it was before .

اما فیلم دوم .
فیلم دوم zootopia یک فیلم با دیدگاهی متفاوت از فیلم اول.
شخصیت اصلی فیلم یک خرگوش دختره که تصمیم گرفته به جای کشت هویج و کشاورزی که شغل اجدادیش هست پلیس بشه هر چند که خانواده اش مخالفن . با کلی اصرار و تلاش بالاخره از دانشکده افسری با نمرات بالا فارغ التحصیل میشه و ادامه ی ماجرا...
هسته ی اصلی زوتوپیا اینه که میشه نفرت را کنار گذاشت و به همه فرصت داد . باید همه چیز را امتحان کرد این شعار فیلمه .
توی فیلم حیوانات درنده و غیر درنده خیلی وقت هست که یاد گرفته اند که چه طور در سایه ی قانون کنار هم زندگی کنند و به هم آسیبی نرسونن .
به نظر میرسه که این دو فیلم به طور کلی با دو دیدگاه کاملا متفاوت ساخته شده باشند . یکی دعوت به عصبی بودن می کنه و اقدام علیه مهاجران و دیگری دعوت به پذیرش و فرصت برابر دادن و نترسیدن از امتحان چیز های جدید.

  • علیرضا منتظر

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی