بچه ها به جوشکاری خیلی علاقه دارند، هر چه هم می گویی: پسر جان! نگاه نکن اذیت می شوی. می گوید: دلم می خواهد! خوشم می آید!
اما شب که شد ناخوشی ها شروع می شود
و چشم درد امانش را می برد
و تازه می فهمد که بعضی خوشی ها پایان خوشی ندارند
و همین جاست که به خود می آید
و با خود می گوید:
ای کاش حرف بزرگترها را آویزه گوش می کردم.
حال، بزرگتری مثل امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) به ما همین را می گوید:
« کَم مِن نَظرَةٍ جَلَبَتْ حَسرَةً ؛
چه بسا نگاهی که حسرت و ندامت در پی دارد.
(برگرفته از کتاب: مثل شاخه های گیلاس)